شنبه هجدهم اسفند 1386
****فصل نیکوکاری***
****فصل نیکوکاری***
الف- دوستی می گفت : انفاق و احسان جوری باید باشد که با یک دستت می بخشی دست دیگه ات با خبر نشود . معنی اش این است که صدقه و انفاق و احسان باید مخفیانه و برای خدا باشد . دیروز دوست عزیزم لیلا تقدیری به من گفت : مادر بزرگم قبض رسید قبول نمی کند می گوید فقط خدا باید ببیند . من از این ایمان قوی و پر شور حاج خانم درس گرفتم . چندی پیش برادری آمد پیش من و گفت برادرم جانباز 50% درصد است ، فراموشی دارد و دختر دایی اش ضامن اش بوده که از جایی 400 هزار تومان وام بگیرد و بعد از پرداخت کمی از آن وام بقیه را نپرداخته . می گفت دختر دایی ام به من زنگ زد و گفت : اگر برادرت این پول را ندهد انگار من صدقه داده ام . می گفت به برادرم که در سفر مشهد بود زنگ زدم واو بلافاصله به تهران آمد و همه ی بدهی را یک جا پرداخت کرد. این برادر عزیز شاکی بود که چقدر ظرفیت هاپایین آمده، و نگران افت اعتماد و همکاری بین خویشان و فامیل بود . این برادر جانباز ضمن عذر خواهی از دختر دایی اش ،به وی گفت : به من صدقه تعلق نمی گیرد چون من کار می کنم و 50% بدنم کشش کار کردن دارد .
اگر خدا را در نظر بگیریم ، گاهی توفقی اجباری که پیش می آید تا در راه خدا خدمتی بکنیم آنرا به حساب صدقه نگذاریم که نیکی به نزدیکان احسن تر از صدقه به فقراست .
ب- برای رضای خدا
دوست وهمکار خوبم سرکار خانم صدیقه ی روزبهانی به اتفاق دوستان عزیزم خانم ها : حیدری،اشراقی ، خاکسار مقدم تعداد 50 نفر از دختران دانش آموز را به امامزاده حسن (ره) تهران بردند و برای آنها و خانواده شان پوشاک ، کفش و ملزومات اولیه تهیه نمودند که امید وارم خدای تعالی این رفتار انسان دوستانه و دینی آنها رادر کارنامه ی آخرتشان ثبت نماید .
جا دارد ضمن تشکر از این عزیزان ، و خیر نیکوکار خانم سوسن آذر پندار ، شهره قره گوزلو از فرهنگیان عزیز شهریار و سر کار خانم توران از بانوان خیر تهرانی و اهالی و کسبه ی نیکوکار خیابان امامزاده حسن (ره) تشکر وقدر دانی شود .
